تبليغاتX

وبلاگicon
♥♥♥ واسه همه کسایی که دوسشون دارم ♥♥♥


♥♥♥ واسه همه کسایی که دوسشون دارم ♥♥♥










 


عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی


دوست داشتن پیوندی خود آگاه از روی بصیرت روشن و زلال


عشق يك فريب بزرگ و قوي است


دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،بی انتها و مطلق


عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند


و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند 


عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد


عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن


عشق تملک معشوق است دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست


عشق معشوق را گمنام می‌خواهد تا در انحصار او بماند


دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز می‌خواهد


در عشق رقیب منفور است و در دوست داشتن است که


هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند


عشق معشوق را طعمه‌ی خویش می‌بیند


و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید


و اگر ربود با هر دو دشمنی می‌ورزد


و معشوق نیز منفور می‌گردد


دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است


یک ابدیت بی مرز است، که از جنس این عالم نیست

 

 خدایا هر که را دوست می داری بیاموز که


عشق از زندگي كردن بهتر است


و به هر که دوست تر می داری بچشان که


دوست داشتن از عشق برتر است


ادامه يادداشت
نگارش یکشنبه 6 شهریور1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ|
دوست داشتن از عشق برتر است

 


نميدوني...


وقتي توي دوربين نگاه ميكني


چشمات چه بلايي به جون عكاس ميندازه

نگارش پنجشنبه 3 شهریور1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ|
حضرت آدم اگه تو رو ميديد ديگه حوا رو نميخواست

 

نمیگم فدات بشم ، واست این حرفا کمه


به زیارتت میام ، توی چشمات حرمه



كاش مي توانستم طرحي از چشمان تو به آسمان بدهم


تا كه روز به خورشيدش نبالد


و شب نيز به ماهش


اگر مي توانستم طرح صورت او را بكشم


به هنرمندان مي فهماندم كه زيبائي يعني چه


اينو خوب ميدونم كه اگه مجنون هم


صفا و عشق تو رو مي ديد


ليلي خودش رو فراموش مي كرد


پس بي دليل نيست كه دوستت دارم

نگارش پنجشنبه 3 شهریور1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ|
كاش مي توانستم طرحي از چشمان تو به آسمان بدهم



نه بسته ام به کس دل


نه بسته کس به من دل


چو تخته پاره بر موج


رها رها رها من


ز من هر آن که او دور


چو دل به سینه نزدیک


به من هر آنکه نزدیک


از او جدا جدا من


نه چشم دل به سویی


نه باده در سبویی


که تر کنم گلویی


به یاد آشنا من


ستاره ها نهفته


در آسمان ابری


دلم گرفته ای دوست


هوای گریه با من


هوای گریه با من




يامي نوشت:


زندگي خيلي بي رحمه ولي هنوزم زيباست



ممكن بود هيچوقت دوباره پيشتون بر نگردم




سلام دوستاي مهربونم


واقعا نميدونم در مقابل اينهمه محبتتون چي بگم...


تشكر ازتون خيلي كمه


يه عالمه دوستون دارم


ادامه يادداشت
نگارش سه شنبه 5 اردیبهشت1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
بعضی وقت ها زمان نمیگذره یه جاهایی گیر میکنه

 تو رو می خواســــــت...



کله ام کردم زیر بالش


 آروم به دلـــــــم گفتم


 خـــــفــه شو !


دوره دموکراسی گذشته....


 می زنم لـهـــــت میکنما


نگارش شنبه 26 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
دیشب یهو دلـــــــم کودتا کرد...

That for me, it isn’t over


این پایان کاره من نیست


Nevermind, I’ll find someone like you


دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تورو پیدا میکنم


I wish nothing but the best for you too


هیچ آرزویی ندارم فقط بهترینارو برای تو میخوام


ادامه يادداشت
نگارش جمعه 25 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
یکی مثل تورو پیدا میکنم



امروز يكي اومد روبروم نشست...


چقدر شــبيه تو ميــخنديد...


چقدر شــبيه تو حـــرف ميزد...


خواستم بغـــلش کنم ، بوســش کنم... ولی ...


بغـــض كردم...


دلــم گرفت...


بايد انگار به اين شــبيه هايي كه


تــــ ــــو


نيستن عادت كنم...


بایــــد ع ا د ت کنم...

نگارش جمعه 25 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
چه مرگم شده دوباره...!


شاید، سالها بعد در گذر جاده ها


 بی تفاوت از کنار هم بگذریم وبگوییم:



 این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود

نگارش جمعه 25 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
غريــبـه آشـِنـا ...

دلــــــــــــــــم...!


براي كسي تنگه كه خودش نيست


ولي يادش هميشه هست...


حتي وقتي خيال ميكنم فراموشش كردم


مياد به خوابمو بهم آرامش ميده...


هي تو...


تويي كه اينو ميخوني


بهش بگو


خوشبختيت آرزومه

نگارش جمعه 25 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
دلــــــــــــــــم...!


جایی که هیچ کجای این جهان نیست



آسمان به اندازه تمام بهارهای نیامده


جا برای زندگی دارد ...


شاید زمین جای دیگریست...!!!

نگارش جمعه 18 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
آرامش


دنیایتان دیگر برایم جا ندارد...


این روزهای شب زده فردا ندارد


دیوانه تر از خویشم و دیوانه تر از


شعری که آمده بر روی کاغذ


حتّی تو هم می ترسی از من نازنینم


حتّی نمی خواهم تو را دیگر ببینم!


در یک اتاق لعنتی باید بمیرم


هرچند شعر درد من پایان ندارد


من مرده ام... و واژه هایم جان ندارد


چیزی میان واژه ها پیدا نکردم


باید که دنبال خودم اینجا بگردم


با یک عصای کهنه در یک راه فرضی


در زیر جسمی یخ زده تا تو بلرزی ↓


و من بیاندیشم چرا اینقدر سردم


حالا کسی در قعر ذهنم جان گرفته ست


دوران شعر و شاعری پایان گرفته ست


امروز رنگ و بوی خون را دوست دارم


ترکیب احساس و جنون را دوست دارم


حالا فقط در فکر چیزی تازه هستم


در فکر یک تردید بی اندازه هستم


دیوانه باشم یا که نه، بهتر! بمیرم


و زندگی را در خودم از سر بگیرم


حالا فقط من یک کلاغ شوم هستم


که تا ابد به زندگی محکوم هستم...

نگارش جمعه 18 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
من خودم را گم كردم

شدم مثل قانون لنز تو فيزيك


هم از دور شدن آدمها جلوگيري ميكنم


  هم از نزديك شدنشون...


يه بغضي باهامه خيلي وقته،اما نميتركه...


بعضي وقتها دلم ميخواد كسي بود كه منو تبعيد كنه...


به يه جزيره ي دور


جايي كه فقط خودم باشم و خدا...


ميخوام واسش درد و دل كنم...


بگم دلم گرفته...بغلم ميكني؟

نگارش جمعه 18 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
يه دنيا دلم گرفته


درست است که تو را ندارم ،


ولی لحظه هایی دارم سرشار از تو


درست است که تو را ندارم ،


ولی چشم هایی دارم که به یادت بی اختیار


میشوند خیس لحظه های با تو بودن


درست است که تو را ندارم ،


ولی لبخندهایت که یادم می آید ،


شده اند عامل خنده هایی که همه مرا بابتشان،


دیوانه ام می خوانند

نگارش پنجشنبه 17 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
هميشه با مني
امسال، گِره در گِره ی لب ها ی هم،

 با بوسه، به نیت با هم بودن،

سیزده به دَر را به دَر خواهیم کرد ...

نگارش یکشنبه 13 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
سیزده به دَر
لَــبــ ـهـــآيـــتــــ


بـوی سيـبـــ مـی دهـد !

بـرآی هـفتــ سين مي خوآهمـتــ . . .

نگارش سه شنبه 1 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
لَــبــ ـهـــآيـــتــــ


نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد


تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم

نگارش سه شنبه 1 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
دوست دارم مهربونم


ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها


ای تدبیر کننده روز و شب


ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر


حال مارا به بهترین حال دگرگون کن


خداوندا ، نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای


اما برای دوستان من عطا فرما :


هزار و سیصد و نود و يك امید


هزار و سیصد و نود و يك بهروزی


هزار و سیصد و نود و يك لبخند زیبا


سال نو رو به همه دوستاي با معرفتم تبريك ميگم

نگارش سه شنبه 1 فروردین1391 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
نوروز 1391
تعجب نکنید


نه زمان به آخر رسیدن دنیاست


نه زمان حمله آمریکا به ایران


نه جمعه است که زمان ظهور امام زمان باشد


شاید ساعت باشکوه مادر شدن یک حوا باشد


شاید ساعت یتیم شدن یکی از فرزندان آدم


شاید ساعت لبخند زدن یک زندانی باشد ؛


 وقتی میرود پشت باجه ملاقات


ادامه يادداشت
نگارش چهارشنبه 24 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
۸:۴۴:۲۷
دختـــرک بود و پســری هوس باز

مشــــروب بود و ســی گار

پســـر گــــفت مگه عاشقم نیســتی؟

یه عاشقـــ باید به حرف عـــشقش گوش بده

دختـرک عاشق بود و حاضـر بود هرکاری کنـه

 تا پسر باهــاش بمونـــه

پس قبولـــ کرد

... پســـر شروع کرد به بوســـیدن

دخترکــ فکر کرد عشق بازیـــه!

جامـه ی دریده شده،سکســ،شـــهوت بالـا
بکــــارت پاره شده

اشکهای دختــــرک،خنده های پســر

دختـرک فهمید چه بـهای سنگینی داره عاشـق شدن

دختـــــرک موند،پســـــر رفتــــ

دختــــرک قصــه ی ما

 به یاد عشــــق بازیه اولش شد:

فاحــــــشه!

آری دختـــرک قصه ی ما فاحـشه نام گرفتـــ...

نگارش چهارشنبه 24 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
فاحــــــشه!

بايد باكره باشى، بايد پاك باشى!

براى آسايش خاطر مردانى كه

 پيش از تو پرده ها دريده اند !

چرايش را نميدانى

 فقط ميدانى قانون است، سنت است ، دين است

قانون و سنت را ميدانى مردان ساخته اند

اما در خلوت مى انديشى به مرد بودن خدا

 و گاهى فكر ميكنى

شايد خدا را نيز مردان ساخته اند!!


ادامه يادداشت
نگارش چهارشنبه 24 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
روزت مبارك زن ايراني


یادتان نرود!

آنجا كه آزادي نيست،

اگر رای دادن چیزی را تغییر میداد،

هرگز اجازه نمیدادند رای بدهید!

 

آخرين باري كه راي دادم اين آدما زنده بودن


ادامه يادداشت
نگارش پنجشنبه 11 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
راي من كجاست؟!
افتـــخاري ديگر براي ايرانــم




سلام به مردم خوب سرزمینم

ایرانی های زیادی در سراسر جهان در حال تماشاى این

لحظه‌اند و تصور می کنم که خوشحالند.نه فقط بخاطر یک 

جایزه مهم،یک فیلم یا یک فیلمساز،آن‌ها خوشحال‌اند 


چون در روزهایى که میان سیاستمداران حرف از جنگ،

تهدید، و خشونت تبادل می شود،نام کشورشان ایران از

دریچه باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید.

فرهنگى غنى و کهن که زیر غبار سیاست پنهان مانده

من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم 

مى‌کنم. مردمى که به همه فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام 

مى‌گذارند و از دشمنى و کینه بیزارند


لينك فيلم مراسم اسكار



نگارش سه شنبه 9 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
جدايي نادر از سيمين

فقط يه بار...


ميشه فقط يه بار


همـه نفسمو بهت بدم؟!


نفسم تويي هوا رو نميخوام...

نگارش شنبه 6 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
نفسم تويي هوا رو نميخوام


براي يكبار هم كه شده...

 

مردانه

 

 خانم ها رو گرامي بداريم


ادامه يادداشت
نگارش شنبه 6 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
کمی مرد باشيم


كوچك تر باشد يا بزرگ تر چه فرقي ميكند؟
  


بايد آنقدر مرد باشد که پاي حرفش بماند،



تا به آرامش برسي!



 وگرنه دهان هر نامردي بوي گند



دوستت دارم هاي الکي مي دهد...!

نگارش شنبه 6 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
دوست دارم هاي الكي


یه وقت به سرت نزند! که شعرهایم را بتکانی...

چرا که رسوا خواهم شد...!


و همه خواهند دید!!

لحظه لحظه تو را "میان واژه هایم"!!!...

نگارش جمعه 5 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
یه وقت به سرت نزند!



توی کوچکترین لحظه هاست که میفهمم...


آفرینش خدا چه با شکوهه...


وقتی که نمیتونم یه لحظه چشم ازت بردارم

نگارش پنجشنبه 4 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
همه هستي مني


ديشب قشنگترين خواب زندگي مو ديدم

 

گرفتن دستام توي دستاي كوچيكت


چقد آرامش بخش بود



اومدي توي خوابمو غرق آرامش شدم از وجودت


ولي وقتي بيدار شدم ديگه رفته بودي


هرچي خوابيدم كه بازم بياي ديگه نيومدي


لعنتي كاش يه خواب نبود


يا هرگز از اين خواب بيدار نميشدم

نگارش پنجشنبه 4 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
دیشب خواب دیدم که توی آسمون توی دستای تو شدم رنگین کمون

توي هيچ جاي دنيا پيدا نميشه...


آرامش آغوشت ...


حس من ...


در آغوش تو...


نگفتني ترين حس دنياست ...

نگارش پنجشنبه 4 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
آرامش آغوشت

دیشب،بعد از سال ها،خواب بوسه ات را دیدم




هنوز هم طعم لب هایت بی نظیر بود،


حتی در خواب...

نگارش پنجشنبه 4 اسفند1390 به دست ღ۩ღ یامی ღ۩ღ| |
خواب تو
Designer Yummy